۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

تشییع جنازه من


آ یا تشیع جنازه ام از حیاط خانه مان آغاز خواهد شد ؟
مرا چگو نه از طبقه سوم پایین خواهید آورد ؟
تابوت در آسانسور جا نمی گیرد ،
پلکان هم تنگ است .
شاید در حیاط آفتاب کمی بالا آمده باشد و کبو ترها پرواز کنند .
شاید برف بیاید ، همراه هیاهو ی کودکان ،
و شاید باران باشد و آسفا لت خیس ،
و در حیاط سطل های آ شغال خواهد بود مثل همیشه ،
اگر طبق رسوم محلی ، مرا با صورت باز در کامیون بگذارند ،
ممکن است چیزی از یک کبو تر بر پیشانیم بچکد ، شگون دارد .
چه دسته موزیک بیاید وچه نیاید ، بچه ها پیش من خواهند آمد .
مرده ها برای بچه ها جالبند .
پنجره آشپزخانه مان ، از پشت سر نگاهم خواهد کرد
بالکون مان با رخت های شسته اش از من مشایعت خواهد کرد ،
من در این حیاط خو ش بخت زیستم ، آن قدر خوش بخت که نمی توانید تصور کنید ،
همسایه های من ، برای همه تان عمر دراز آرزو دارم ...

                                                                           ناظم حکمت ( آخرین شعرها )

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر