من مفعول با واسطه ام
مشتقی از XوYدر لحظه ارگاسم
تابعی همانی
روی سطح بازیگوش اب
درخت شکل دیگر من است
وقتی سبز می شوم
وبرف
ترجمه ی کم کم من است
وقتی که سرد می شوم وسپید
تفاوت من باتو
در بهم ریختگی واژه هاست
و سرانجام
زمین از ان من است
زمان از ان من است
با من مجادله کن اگر واژه از ان توست
شبی در سفره ی ما گوشت عقاب بود
شبی دیگر
اویشن وحشی
شیر بز را هم چشیده ام
هسته ی میوه ها را بلعیده ام
نشخوار زنبور را از کندو دزدیده ام
از تو که پنهان نیست
من خوردهام
این تهوع شیرین را
تو را هم بلعیده ام
به همراه تمام فرزند خوانده هایت
تشریحم کنی
من مفعول با واسطه ام
فراتر از
X
بی حد تر از
Y
نتیجه ای مجهول
تحریکم کنی
شاعری هستم
صاحب زمین
صاحب زمان
با هزار احتمال شیطانی
من هم می زایم
بی انکه همبستر شوم
و شیطان مترادف من است
...
اه که چقدر مقدس شده ای
در لحظه های دور از من
که نامت را به خودی نوشتن
انگشت غم را سنگ می کند
همانجایی که هستی بمان
تو از دور بزرگی
برخلاف خورشید
برعکس ستاره
و من تو را از نزدیک خواهم زایید
فکر سوره ای باش
که لم یلد و لم یولد نداشته باشد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر